۱. جنگ فــلســطــیــن با اســرائــیــل، جنگ دفاع از وطن و سرزمین نیست، جنگ عقیده و ایمان و دین است. به تمام کسانی که ذرهای ایمان در قلب دارند، تعلق میگیرد؛
۲. سرزمین فــلـسـطـیـن قبلاً گل و بُلبُل نبود و مردم و زنان و اطفالشان، از پیش در نعمت و عافیت نبودند که امروز با شروع این جنگ، مصیبت تازهای سراغشان آمده باشد. سالها در محاصره و جنگ و مزاحمت این مهمان ناخوانده بسر بردهاند. از هیچ جنایتی در حقشان دریغنشده است. این جنگی است که ملت آن سرزمین و همهٔ مؤمنان جهان حاضرند در آن خون بدهند و عزتمندانه بمیرند؛ اما دیگر تن به این ذلت ندهند. شما از خود مجاهدان آنجا، بیشتر برای فرزندان و خانوادهها و نزدیکانشان درد میکشید؟!
۳. در اســرائــیــل چیزی به نام شهروند و مردم عادی و بیگناه وجود ندارد که کشتهشدنشان قابل تشویش و نگرانی باشد؛ همگی اشغالگر و محارب و غاصباند که آمدند خانه و کاشانهٔ مسلمانان را از آنان گرفتند و در مقابلشان، هر جنایتی را مرتکب شدند. باید این سرزمین از آنان پاک شود. خودشان، با اشغال این سرزمین، روزی که خورد و بزرگشان به زن و فرزند مسلمانان رحم نکردند، انتخاب کردهاند ذلیلانه بمیرند، تو برایش دایهای مهربانتر از مادر شدهای؟ هرکه از یــهـود در آنجا کشته میشود، خونش نیز، خونِ سگِ درّندهای است که باید زمین از آن پاک شود.
۴. رفتند بجنگند تا سر شما را بلند کنند و طوق ذلت را از گردن شما بیرون کنند، پس ببندید دهنتان را! توان سکوت ندارید؟ اگر مسلمان نیستی، مرد باش! و اگر مرد نیستی، زنی آزاده باش، نه فاحشهای بردهصفت!
*گزیدهای از گفتههای شیخ کمال مرزوقی، با اندکی تصرف.*