تبليغاتX
eshghe man

 

مرا صد بار هم از خود برانی دوستت دارم

به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم

چه حاصل از جفا کردن چه سود از عشق ورزیدن

مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم

 

نوشته شده توسط sara در ساعت 17:54 | لینک  | 

http://p.webshots.com/sym-cache/ProInternalUse/58/69258_poster2000.jpg
نوشته شده توسط sara در ساعت 17:27 | لینک  | 

alt


روزها یكی پس از دیگری می گذرند و این منم كه همچون روحی نا آرام قافله ی عمر را از گذرگاه خیال عبور داده و دفتر خاطرات زندگی را ورق می زنم ... گاه اشك حسرت در چشمانم حلقه می زند و گاه اشك شوق ... گاه لبریز از تمنا می شوم و گاه سرشار از نفرت ... گاه آرزوی بازگشت به روزهای خوش گذشته را دارم و گاه راضی و خشنود از شتاب سرسام آور گذر عمر ...


نمی دانم از این پس چه خواهد شد ؟! نمی دانم آرامگاه این تن خسته كدام دیار خواهد بود ؟! نمی دانم ... اما این را می دانم كه هر بهار را خزانی و هر خزان را بهاری است ... در پس هر غمی ، شادی است و پایان سیاهی ، سپیدی ! و چه بی معنا بود احساس شیرینی و حلاوت طعم پیروزی بدون درك طعم تلخ شكست ... به راستی كه همین غم ها و شادی هاست كه زندگی را زیبا ، خیال انگیز و دوستداشتنی نموده است !!!

نوشته شده توسط sara در ساعت 17:17 | لینک  |